مركز جامع سلامت با هنر شهرستان بروجرد

مركز جامع سلامت با هنر شهرستان بروجرد

ديابت بارداري 2

مراقبتهاي بارداري در زنان ديابتي
زناني كه مبتلا به ديابت مي‏باشند، از سه ماه قبل از بارداري بايد قندخون خود را در سطح نرمال نگه دارند و در سه ماهه اول بارداري كه جنين به سرعت در حال رشد است براي جلوگيري از ناهنجاريهاي جنين بايد كنترل دقيق قندخون مادر انجام شود. تجويز اسيد فوليك به ميزان يك قرص در روز (400 ميكرو گرم )سه ماه قبل از حاملگي و در مراحل آغازين بارداري ،باعث كاهش خطر نقايص لوله عصبي مي شود.اين زنان بايد تحت نظر پزشك متخصص بوده، به منظور جلوگيري از ناهنجاري در جنين قندخون آنها بايد به شرح ذيل باشد:
قبل از بارداري
● قندخون ناشتا بين 70 تا 100 ميلي گرم در دسي ليتر
● يكساعت پس از غذا كمتر از 140 ميلي گرم در دسي ليتر
● دو ساعت پس از غذا كمتر از 120 ميلي گرم در دسي ليتر

◊ در طي بارداري:
● قندخون ناشتا و كنترل شده بين 60 تا 90 ميلي گرم در دسي ليتر
● يكساعت پس از غذا بين 100 تا 120 ميلي گرم در دسي ليتر
● دو ساعت پس از غذا بين 60 تا 120 ميلي گرم در دسي ليتر

◊ براي كنترل قندخون در بارداري موارد زير اهميت بسيار دارد:
● رژيم غذايي مناسب
● اندازه گيري قندخون بطور مرتب
● ورزش و فعاليت بدني
● نحوه برخورد با افت ناگهاني قندخون
● تزريق انسولين
◊ طبقه بندي ديابت بارداري
كلاس A1 : گلوكز خون ناشتا كمتر از 105 ميلي گرم در دسي ليتر، گلوكز 2 ساعت پس از غذا كمتر از 120 ميلي گرم در دسي ليتر، درمان با رژيم غذايي
كلاس A2 : گلوكز خون ناشتا مساوي و بيش از 105 ميلي گرم در دسي ليتر، گلوكز 2 ساعت پس از غذا مساوي و يا بيش از 120 ميلي گرم در دسي ليتر، درمان با انسولين
◊ رژيم غذايي و تغذيه :
رژيم غذايي زنان مبتلا به ديابت بارداري مانند بارداري طبيعي است و ميزان كالري مصرفي بر اساس وزن (افراد كم وزن 38 كيلوكالري به ازاي هر كيلو وزن بدن در روز ) و ( افراد با وزن مناسب 30 كيلوكالري به ازاي هر كيلو وزن بدن) تنظيم مي‏گردد. به طور كل افزايش وزن مطلوب در دوران بارداري 12 تا 14 كيلوگرم مي‏باشد.
◊ براي نگه داشتن ميزان قندخون در حد نرمال توصيه‏هاي ذيل كمك كننده خواهد بود:
1. از خوردن مواد قندي و غذايي كه مواد قندي مصنوعي دارند خودداري كنيد ( قند ، شكر ، شيريني)
2. از مواد غذايي كم چرب استفاده كنيد
3. از ميوه‏جات و سبزيجات تازه استفاده كنيد
4. مواد غذايي بايد شامل كربوهيدراتها 40% ( نان سبوس دار) پروتئين 30% ( گوشت و پنير) و چربي 30% باشد.
5. قبل از خواب، غذايي شامل پروتئين و كربوهيدراتهاي مختلط بخوريد.
6. حدود 30 گرم پروتئين مانند ماهي يا گوشت در روز مصرف كنيد
7. مصرف كربوهيدراتها درصبح قندخون را نرمال نگه مي‏دارد.

ورزش:
برنامه مناسب ورزشي در كنترل ميزان قند خون در زنان ديابتيك موثر است بطور متوسط ورزش 4 بار در هفته و هر بار به مدت 40-35 دقيقه با فواصل استراحت5 دقيقه‏اي مفيد است.
ورزشهايي مانند پياده روي‏، حركات نرمشي و دوچرخه سواري در اوايل حاملگي بسيار مفيد هستند. در اين دوران ورزش بايد با حركات بالاتنه همراه باشد و از ورزشهايي كه به ناحيه شكم فشار وارد مي‏كند خودداري شود. همچنين ورزش در طي دوران بارداري نبايد براي كاهش وزن باشد. البته در 10 الي 25 درصد زنان، ورزش و رژيم غذايي كافي نيست و بايد انسولين تزريق شود
* روشهاي جلوگيري از حاملگي در ديابت آشكار :
● بهترين روش : بستن لوله‏هاي رحمي (T.L ) يا وازكتومي همسر
● كاندوم - ديافراگم
● داروهاي هورموني : فقط پروژسترون خوراكي يا تزريقي DMPA
● قرص پيشگيري از بارداري LD : با كمترين دوز استروژني در افراديكه بيماري عروقي يا سابقه بيماري ايسكميك قلبي ندارند.
* توجه : استفاده از IUD در افراد ديابتي احتمال افزايش عفونتهاي لگني را به همراه دارد


ادامه مطلب

[ بازديد : ] [ ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۹:۰۱:۰۱ ] [ sara gdr ]

[ نظرات (0) ]

ديابت بارداري 1

بارداري دوران مهمي در زندگي زنان به شمار مي‏رود. دوراني كه در آن فاكتورهاي بسياري تأثير مي‏گذارد. از جمله اختلاف غدد درون ريز كه مي‏توانند باروري را تحت تأثير قرار دهند. يكي از شايعترين اين اختلالات كه بر حاملگي اثر مي‏گذارد يا در حين حاملگي بروز مي‏كند ديابت است.
ديابت، به اختلال در متابوليسم قند، چربي و پروتئين گفته مي‏شود كه بر سلامت مادر و جنين تأثير مي‏گذارد.

◊ انواع ديابت:
1. ديابت آشكار يا ديابت قبل از بارداري Overt Diabetes
گروهي كه قبل از باردار شدن ديابت داشته و تحت درمان هستند.
2. ديابت بارداري Gestational Diabetes Mellitus
شايعترين شكل ديابت در دوران حاملگي بوده، اكثراً در سه ماهه دوم و سوم حاملگي بروز مي‏كند و شيوع آن 3 تا 5% گزارش شده است. در زمان حاملگي، نارسايي و يا نقصان در ترشح انسولين بدليل افزايش مقاومت بافتي وجود دارد.
عوامل خطرسازي كه احتمال ديابت بارداري را افزايش مي‏دهند: چاقي، سن بالاي 35 سال، سابقه خانوادگي ديابت، سابقه زايمان نوزاد درشت و زايمان جنين مرده.
كليه زنان باردار بايد در ابتداي حاملگي از نظر قندخون ناشتا بررسي شوند و در بين هفته‏هاي 24 تا 28 حاملگي تست غربالگري از نظر ديابت بارداري انجام دهند.
روش: سنجش گلوكز پلاسما يك ساعت پس از مصرف 50 گرم گلوكز خوراكي (بدون ناشتا). در صورتيكه مقدار گلوكز پلاسما بيشتر يا مساوي 140 ميلي گرم در دسي ليتر باشد بايد آزمايش 3 ساعته با 100 گرم گلوكز خوراكي در حالت ناشتا انجام شود. اگر دو نمونه گلوكز پلاسما مساوي يا بالاتر از مقادير ذيل باشد، ديابت حاملگي تشخيص داده مي‏شود.
- ناشتا : mg/dl 105
- يكساعته : mg/dl 190
- دوساعته : mg/dl 165
- سه ساعته : mg/dl 145
* توجه : نيمي از زنانيكه در حاملگي دچار ديابت مي‏شوند در 20 سال آينده دچار ديابت آشكار خواهند شد.
در صورت وجود شواهد يا ريسك فاكتورهاي ديابت مثل سابقه خانوادگي ديابت، بروز ديابت در حاملگي قبلي، ماكروزومي جنين، وجود گلوكز در ادرار، بايد تست غربالگري ديابت مجدداً در سه ماهه سوم حاملگي تكرار شود.
ديابت آشكار در دوران بارداري با قند خون مساوي يا بيش از 126 ميلي گرم در حالت ناشتا و يا قند راندوم خون بيش از 200 ميلي گرم همراه با پلي اوري(تكررادرار)*، پلي ديپسي(پرنوشي)* و كاهش وزن بدن بدون علت، همچنين عوارض چشمي، عوارض عصبي (افت ناگهاني فشارخون، بند آمدن ادرار، درد مچ پا) مي‏باشد.

◊ عوارض ديابت حاملگي بر نوزاد :
● افزايش ماكروزومي ( درشت پيكري) و ديستوشي شانه، عدم تطابق سر با لگن (CPD*) و تروماي زايماني
● احتمال هيپوگليسمي* پس از تولد جنين
● افزايش ميزان انجام سزارين

◊ عوارض ديابت آشكار بر حاملگي (Overt Diabetes)
● سقط
● زايمان زودرس ، پره اكلامپسي* و اكلامپسي*
● افزايش خطر ناهنجاريهاي جنين
● افزايش احتمال مرده زايي يا مرگ جنين بعلتهاي ناشناخته
● افزايش حجم مايع آمنيوتيك
● افزايش ريسك عفونتها
● گرفتاري كليه ، شبكيه چشم و اعصاب محيطي
● افزايش ميزان مرگ و مير مادر
◊ عوارض ديابت آشكار بر نوزاد
● ديسترس تنفسي
● هيپوگليسمي
● هيپوكلسمي
● هيپربيلي رو بينمي*
● هيپرتروفي* قلب
● به ارث بردن ديابت
● ماكروزومي
● افزايش ميزان مرگ و مير پري ناتال
◊ درمان :
بايد فرد مبتلا تحت نظر پزشك متخصص باشد. درمان شامل رژيم غذايي ، ورزش و در صورت لزوم انسولين مي‏باشد. استفاده از داروهاي خوراكي پايين آورنده قند خون در حاملگي مجاز نمي‏باشد. كنترل دقيق ميزان قندخون با برنامه غذايي مشخص خطر شديد افت قندخون را كاهش مي‏دهد. افت قندخون براي نوزاد خطري ندارد ولي براي مادر خطرناك است بنابراين مادر باردار بايد هميشه كربوهيدرات سريع مانند آب نبات و قند با خود داشته باشد و نحوه تزريق گلوكاكن (دارويي براي افزايش سريع قند خون) را در موارد كاهش قندخون هم خود فرد و هم اطرافيان ( خانواده و همكاران ) بدانند.
پس از خاتمه هفته 38 بارداري با اطمينان از دقيق بودن سن حاملگي و اطمينان از تكامل ريه‏هاي جنين، با انجام زايمان، حاملگي خاتمه مي‏يابد. قندخون بالاي مادر موجب افزايش ميزان انسولين در جنين مي‏شود كه مي‏تواند قندخون نوزاد را بلافاصله بعد از زايمان كاهش دهد بنابراين در حين زايمان نيز ممكن است به تجويز انسولين نياز ‏باشد.


ادامه مطلب

[ بازديد : ] [ ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۹:۰۰:۰۳ ] [ sara gdr ]

[ نظرات (0) ]

حمله قلبي

حمله قلبي مترادف انفاركتوس قلب بوده و به علت انسداد يكي از رگهاي كرونري كه مسئول خونرساني به عضله قلب هستند رخ مي‏دهد.
● علل حمله قلبي
قلب پمپي است كه پيوسته جهت تأمين انرژي و انجام وظايفش به اكسيژن خون نيازمند است. هر نوع كاهش جريان خون، بر كار عضله قلب اثر گذاشته و منجر به مرگ يا از بين رفتن بافت عضلاني مي‏شود اما عضله قلب قابليت ترميم خود را داشته و جريان خون بلافاصله بوسيله درمان مناسب، برقرار مي‏شود.
انسداد رگهاي كرونري زماني اتفاق مي‏افتد كه خون ( كه بطور طبيعي لخته نمي‏شود) در اثر باريك شدن رگ، لخته شود. علت اصلي باريك شدن رگ كرونري، بيماري آترواسكلروزيس ( تصلب شرايين) است كه از تجمع مواد چربي شامل پلاكهاي كلسترولي در سطح داخلي رگها ساخته مي‏شود.
● علائم بيماري قلبي
تا زمانيكه بطور قابل ملاحظه‏اي جريان خون بدليل باريك شدن عروق كرونري كم نشود علائم حمله قلبي بروز نمي‏كند. علائم اوليه بيماري قلبي شامل درد قفسه سينه يا احساس فشار كه به آن آنژين* صدري گفته مي‏شود و همچنين تنگي نفس بعد از فعاليت جسمي مي‏باشد. هنگاميكه انسداد رگ كامل شود حمله قلبي بروز مي‏كند.
حمله قلبي مي‏تواند در يك بيمار با سابقه آنژينهاي مكرر و يا حتي در كسي كه هيچگونه سابقه بيماري قلبي نداشته اتفاق بيفتد.
چگونه مي‏توانيم حمله قلبي خود و ديگران را تشخيص دهيم؟
1. درد شديد يا احساس فشار انفجاري در وسط قفسه سينه
2. تنفس كوتاه همراه با سختي
3. نبض ضعيف، نامرتب و كُند
4. درد يا انتشار درد به چانه يا بازوها يا شانه چپ
5. احساس سرگيجه و ضعف شديد
6. عدم هضم غذا و سنگيني معده
7. تعريق ( بخصوص عرق سرد)
8. استفراغ
در صورتيكه شما يا يكي از همراهانتان دچار ناراحتي قفسه سينه براي مدت بيشتر از چند دقيقه به همراه هر كدام از علائم بالا شديد بلافاصله با شماره 115 اورژانس تماس بگيريد و سريعاً به بيمارستان مراجعه كنيد. در زمان انتظار تا رسيدن آمبولانس يك قرص آسپرين ( در صورت عدم حساسيت به آسپرين ) را بجويد.
● تشخيص بيماري قلبي
بسياري از مردم داراي حملات قلبي خفيف بدون درد و يا هر نوع علامتي هستند كه اين افراد در ريسك بالاتر بروز حملات قلبي در آينده قرار دارند.
افرادي كه در ريسك خطر حمله قلبي مي‏باشند بايد آزمايشهاي تشخيصي پزشكي زير را انجام دهند :
1. آزمايش خون
2. نوار قلب (ECG)
3. اكو كارديوگرافي
4. آنژيوگرافي عروق كرونر
اين تستها با فراهم آوردن تصويري از شرايط قلب و عروق كرونري به برنامه‏ريزي جهت درمان كمك مي‏كند و به همراه تغيير روش زندگي، ريسك حملات قلبي و يا عوارض آن را كاهش مي‏دهند.
● درمان
درمان دارويي مي‏تواند در پيشگيري از بروز حملات قلبي در افراد با ريسك بالا نقش مهمي داشته باشد و در درمان بيماران مفيد واقع شود.
در شرايط اورژانس، داروهائيكه لخته خون را حل مي‏كند از تخريب بافتي جلوگيري كرده و نجات بخش زندگي مي‏باشد.
داروهاي مناسب در بيماران حمله قلبي به برقراري موثر جريان خون بوسيله ايجاد عملكرد بهتر قلب و عروق كمك مي‏كنند.
مصرف روزانه آسپرين در صورت وجود بيماري عروق كرونر يا آنژين يا حمله قلبي موثر مي‏باشد. آسپرين خون را رقيق كرده و مانع ايجاد لخته مي‏شود. با اين وجود آسپرين مي تواند ايجاد عوارضي چون خونريزي گوارشي و مشكلات ديگري نمايد.
بعد از يك حمله قلبي اين نكته بسيار حائز اهميت است كه از تمامي عوامل خطرزاي قابل پيشگيري اجتناب نمود و مصرف داروهاي تجويز شده را براي جلوگيري از عوارض بعدي ادامه داد.
آگاهي از عوامل خطرزا در بيماري قلبي بسيار مهم و حياتي است. به طوري كه مي‏توان با كاهش يا برطرف كردن آنها از بروز حمله قلبي پيشگيري نمود مانند:
1. سيگار كشيدن
2. ديابت يا بيماري قند
3. كلسترول خون بالا
4. فشارخون بالا
5. سابقه حمله قلبي در خانواده ( سابقه حمله قلبي پدر يا برادر با سن كمتر از 55 سال و مادر يا خواهر با سن كمتر از 65 سال )
6. آترواسكلروز يا تصلب شرائين كه با بالارفتن سن بروز مي‏كند.
7. عدم فعاليت فيزيكي
8. چاقي
9. جنس مذكر
بعضي از اين عوامل خطرزا قابل تغيير نيستند مثل سابقه فاميلي، بالا رفتن سن و جنس مذكر ولي فاكتورهاي قابل تغيير را مي‏توان كنترل نمود از جمله :
1. سيگار را ترك كنيد و يا اصلاً شروع نكنيد.
2. از غذاهاي پرفيبر، كم چربي و كم نمك استفاده كنيد همچنين افراط در مصرف مشروبات الكلي بسيار خطرناك مي‏باشد و بايد ترك شود.
3. ورزش را بطور مرتب روزانه داشته باشيد و در صورت اضافه وزن، وزن خود را كاهش دهيد. هميشه در مورد شروع ورزش جديد با پزشك خود مشورت كنيد. سعي كنيد 4 تا 6 بار در هفته و هر بار 30 دقيقه ورزش كنيد. بدين ترتيب شما قدرت عضله قلب را تقويت كرده و باعث كاهش فشارخون و چربي بد (LDL) مي‏شويد.
4. فشارخون خود را مرتب اندازه‏گيري كنيد و ميزان كلسترول خون خود را در سطح طبيعي حفظ نماييد.
5. استرس‏هاي خود را با انجام تمرينات آرام بخش و استفاده بهينه از اوقات فراغت، كم كنيد.


ادامه مطلب

[ بازديد : ] [ ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۵۶:۴۴ ] [ sara gdr ]

[ نظرات (0) ]

عوامل موثر در ناباروري

ناباروري : يعني اين كه يك زوج بعد از يكسال مقاربت جنسي بدون استفاده از هيچگونه وسيله جلوگيري از بارداري صاحب فرزند نشوند. ناباروري مي‏تواند به علت وجود يك عامل در يكي از زوجين باشد. گاهي نيز اختلال در يك يا دو مرحله از پروسه تناسلي، مانع از حاملگي مي‏شود.
● ريسك فاكتورهاي موثر در ناباروري:
- سن : قويترين عامل ممانعت كننده باروري در زنان است. بعد از سن 32 سالگي باروري زنان به تدريج كاهش مي‏يابد چرا كه در اين زنان تخمكهاي جديد توليد نمي‏شوند. ناباروري در زنان مسن‏تر مي‏تواند ناشي از اختلالات كروموزومي باشد كه در اين گروه از زنان مشكلات بهداشتي مزيد بر علت شده و ميزان سقط جنين نيز افزايش مي يابد. كاهش تدريجي باروري در مردان بعد از سن 35 سالگي اتفاق مي‏افتد.
- استعمال دخانيات
- الكل
- اضافه وزن ( چاقي ): يكي از علل شايع در ناباروري زنان، زندگي ماشيني و كم تحرك و افزايش وزن غيرطبيعي مي‏باشد.
- لاغري : زنان با اختلالات غذايي مثل بي‏اشتهايي عصبي و رژيمهاي غذايي با كالري پايين و گياه‏خواري در معرض خطر بيشتري هستند. چنين زناني به خاطر كمبود مواد غذايي مهمي چون ويتامين B12، روي، آهن و اسيدفوليك ناباروري را تجربه خواهند كرد. همچنين دوندگان ماراتون و زناني كه تمرينات سخت ورزشي دارند مستعد اختلالات قاعدگي و ناباروري هستند.
● عوامل ناباروري در مردان
- اختلال در مورفولوژي ( شكل ) و حركت اسپرم : اگر اسپرم نتواند خود را به سرعت به تخمك برساند و شكل غيرطبيعي داشته باشد باروري اتفاق نمي‏افتد.
- عدم توليد اسپرم در بيضه
- تراكم پايين اسپرم : مايع مني بايد حدود 20 ميليون اسپرم در هر ميلي ليتر داشته باشد.
- واريكوسل: سياهرگهاي گشاد شده بيضه كه باعث افزايش دماي بيضه شده و مرگ اسپرم را موجب مي‏شود.
- كاهش تستوسترون* :
- سندرم كلاين فلتر: در اين سندرم اختلال در كروموزوم X وجود دارد. مرداني با 2 كروموزوم X و يك كروموزوم y كه اختلال در رشد بيضه و توليد اسپرم دارند.
- عفونتها : عفونت ممكن است موقتاً روي حركت اسپرم موثر باشد. اغلب بيماريهاي منتقله از راه تناسلي مثل كلاميديا و گنوره‏‏‏آ* با ناباروري مردان مرتبط مي‏باشند. اين ميكروارگانيسمها قادرند گذرگاه عبور اسپرم را مسدود كنند. مايكوپلاسما ارگانيسمي است كه خود را به اسپرم چسبانده و حركت آن را كاهش مي‏دهد. اگر بيماري اوريون بعد از سن بلوغ رخ دهد باعث التهاب بيضه‏ها و اختلال در توليد اسپرم مي‏شود. التهاب پروستات* ، مجاري اپيديديم* نيز ممكن است بر حركت اسپرمها اثر داشته باشد.
- مشكلات آناتوميكي آلت تناسلي، انزال برگشت دهنده، انسداد اپيديديم، عدم وجود مايع مني، آنتي* باديهاي ضد اسپرم و تصلب بافتها
- بهداشت عمومي و شيوه زندگي
الف) فشارهاي رواني : استرس عامل مداخله گر در عملكرد هورمونهاي محرك توليد اسپرم است. تعداد اسپرمها زماني كه فرد تمرينهاي سخت و بيش از اندازه دارد و در مواقعي كه فرد درگير فشارهاي رواني دراز مدت است تحت تأثير قرار مي‏گيرد. از طرفي مشكلات ناباروري، باعث استرس بيشتري مي‏گردد. به اين ترتيب ناباروري مي‏تواند در روابط اجتماعي و عملكرد جنسي موثر باشد.
ب) سوء تغذيه : كمبود موادي چون ويتامين C ، سلنيم ، روي و فولات مي‏تواند باعث ناباروري شود.
ج) چاقي
د) سرطان و درمان آن : هر دو روش راديوتراپي ( درمان با اشعه ) و شيمي درماني باعث اختلال در توليد اسپرم مي‏شود.
هـ ) الكل و داروها و سوء مصرف مواد
ي ) جراحيهاي بزرگ و سخت مي تواند در ناباروري اثر بگذارد. بعضي امراض مثل ديابت، بيماريهاي تيروئيد، ايدز ، سندرم كوشينگ، آنمي* ، حملات قلبي و اختلالات كبد و كليه با ناباروري مرتبط هستند.
و) سن
ن ) عوامل محيطي : تماس با عواملي چون گرما ، توكسين‏ها (مواد سمي) ، مواد شيميايي مي‏تواند باعث سرطان بيضه شود. اگر مردان در معرض هيدروكربن‏هايي چون اتيل بنزن، بنزن، تولوئن، گزيلن و حلالهاي آروماتيك كه در رنگهاي روغني، لاكها و چسب‏ها استفاده مي‏شود، قرار گيرند، خطر ناباروري افزايش مي‏يابد.

● عوامل ناباروري در زنان
- آسيب و اختلال در لوله فالوپ* : اختلال در اين قسمت يكي از رايجترين فاكتورهاي خطر در حاملگي است چرا كه تخمك تورم يافته، قادر به عبور از اين مسير براي جاي گرفتن در رحم نمي‏باشد. در ضمن احتمال حاملگي خارج رحمي در عفونتهاي لوله رحم افزايش مي‏يابد.
- آندومتريوز: رشد بافت‏هاي رحمي در خارج از رحم
- كيست‏هاي تخمدان
- بافتهاي آسيب ديده بين رحم و تخمدانها: كه از انتقال تخمك به لوله فالوپ جلوگيري مي‏كند.
- اختلالات تخمداني: در اثر آسيب بخشي از مغز كه وظيفه تنظيم عملكرد تخمدانها را بر عهده دارد ايجاد مي‏شود اين بي‏نظمي در سيستم هورموني، روي تخمدانها اثر گذاشته، مي‏تواند باعث كاهش هورمون LH و FSH شود.
- افزايش پرولاكتين* : افزايش اين هورمون در زناني كه در دوران شيردهي نيستند ، مي‏تواند نشان دهنده حضور يك تومور هيپوفيزي باشد.
- سندرم تخمدان پلي كيستيك : در اين سندرم افزايش محصولات آندروژن‏ها* از بلوغ فوليكولها جلوگيري مي‏كند، فوليكولهاي كوچك كه توان رشد ندارند در تخمدان باقي مانده و مزمن شدن اين مسئله باعث بزرگي خوش خيم تخمدانها مي‏شود. افزايش سطح آندروژن‏ها ممكن است باعث رشد موهاي زخيم و تيره در ناحيه چانه، بالاي لب و زير شكم همچنين جوشهاي چركي در پوستهاي چرب ‏شود.
- يائسگي زودرس: بيماريهاي اتوايميون* ، هيپوتيروئيديسم* ، پرتو درماني ، شيمي درماني ، استعمال دخانيات در يائسگي زودرس دخالت دارند.
- فيبروز خوش خيم رحمي : باعث انسداد لوله فالوپ مي‏شود.
- چسبندگي درون لگن : نواري از بافتهاي آسيب ديده ارگانهاي درون لگن را به هم مي‏چسباند كه اين مشكل معمولاً بعداز عفونت لگن ، آپانديسيت يا جراحي لگن اتفاق مي‏افتد و باعث كاهش عملكرد تخمدانها و لوله هاي فالوپ مي‏شود.
- عوامل ديگر : استفاده از بعضي روشهاي درماني خاص ،مشكلات تيروئيدي، سرطان و شرايطي مثل به تأخير افتادن بلوغ و يائسگي، سندرم كوشينگ، آنمي داسي شكل، ايدز، ديابت و بيماريهاي كليه مي‏تواند در باروري زنان موثر باشد.


ادامه مطلب

[ بازديد : ] [ ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۵۴:۵۵ ] [ sara gdr ]

[ نظرات (0) ]

پرونده الكترونيك سلامت

با توجه به سرعت پيشرفت چشم گير در عرصه علوم پزشكي و افزايش آگاهي و انتظارات بيماران و نيازمندي به ارزيابي سيستماتيك اقدامات تشخيصي و درماني و مسايل پژوهشي ، لزوم ثبت داده هاي بيماران به منظور حفظ اطلاعات مهم و بهبود روند تصميم‏گيري‏ها و جلوگيري از بروز خطا و اشتباه در سازمان هاي بهداشتي و درماني محسوس است . از سوي ديگر ، همين سازمان ها براي ارائه خدمات بهينه و به موقع كه كاهش هزينه ها را درپي داشته باشد ، نيازمند دريافت و تحليل اطلاعات با كيفيت مي باشند.
مدارك پزشكي كاغذي به دليل محدوديتهاي ذاتي خود قادر به برقراري ارتباط مناسب بين ارايه كنندگان خدمات سلامت، پردازش داده ها و ارائه اطلاعات مفيد به جهت تصميم گيري هاي موثر نمي باشند .
در حقيقت جمع آوري اطلاعات بي شمار در ارتباط با بيماران كه نتواند به صورت يكپارچه از تصميمات پزشكان در راستاي سلامت بيماران حمايت كند نه تنها باعث اتلاف وقت و هزينه بلكه باعث عدم دستيابي به هدف اصلي كه همان كنترل سير پيشرفت سلامت است خواهد شد . لذا يك سيستم اطلاعاتي مكانيزه تحت عنوان يك ابزار نيرومند، مطمئن، ايمن، ارزان، و قابل دسترس براي سازمانهاي بهداشتي درماني مي تواند از كارائي ويژه اي برخوردار باشد .
راهبرد نظام سلامت در كشور هاي توسعه يافته براي حل مسائل فوق تشكيل پرونده ي الكترونيك سلامت EHR) (بيماران مبتني بر زير ساخت فناوري اطلاعات مي باشد . زير ساخت فناوري اطلاعات باعث دگرگوني در ذخيره و بازيابي مدارك پزشكي گرديده است و بسياري از مشكلات مربوط به شيوه هاي سنتي و دستي را مرتفع كرده است.
پرونده الكترونيكي پزشكي( EMR) كه مبناي ايجاد پرونده الكترونيك سلامت بيماران مي باشد راه حل مؤثر براي منطبق كردن تقاضاها و چالشهاي بازار مراقبت بهداشتي امروز به حساب مي آيد. در حقيقت مهم ترين اقدام EMR تهيه سوابق بيمار بر پايه شناسهء الكترونيك سلامتي است. در اين سامانه كليه اطلاعات مربوط به پذيرش ، آزمايشات ، تصوير برداري ها ، تشخيص و درمان هر فرد ، به طور جداگانه ضبط مي شود. ايجاد همگوني در اطلاعات بيماران جهت استفاده بخش هاي مختلف يك سازمان و يا ديگر سازمان هاي مسئول در مسائل بهداشتي و دانشگاهها از اين طريق ممكن مي گردد. با داشتن اين ابزار مي توان از بروز هزينه هاي مرتبط با تشخيص يا مداخلات درماني تكراري يا غيرضروري ، جلوگيري كرد و باعث افزايش كيفيت مراقبت شد.
از جمله زيرساخت هاي استقرار يك پرونده الكترونيك پزشكي كارا را مي توان به امنيت داده ها و اطلاعات، درستكاري در حوزه اينترنت سلامت، هماهنگي و سازگاري بين المللي، مسائل قانوني تبادل اطلاعات و حفظ حريم شخصي، به كارگيري استانداردها ، همكاري بين خدمات دهندگان سلامت و صنايع انفورماتيك برشمرد.
معماري هاي متفاوتي براي ساخت پرونده الكترونيك پزشكي در جهان موجود مي باشند كه نه تنها پيش الگو هايي را به جهت سهولت كار معرفي مي كنند بلكه زير ساخت تبادل داده ها بين زير سيستم ها را فراهم مي آورند كه از جمله مهمترين آنها مي توان به پرونده الكترونيكي باز كه امكان چينش ايتم هاي اطلاعاتي از سبد استانداردهاي موجود را فراهم مي كند، اشاره كرد.
از سوئي ديگر رويكرد هاي متفاوتي در طراحي EMR وجود دارد كه از موفق ترين آنها مي توان به رويكرد POMR كه بنيان گذار آنLawernce Weed مي باشد اشاره نمود . در اين روش تنظيم اطلاعات در پرونده پزشكي هر بيمار بر مبناي مشكلات مربوط به همان بيمار انجام مي پذيرد . اين رويكرد براي ارزيابي و برنامه ريزي مراقبتي روش دقيقي را ارائه مي نمايد و اطلاعات را به طور منظم ، واضح و پويا در معرض ديد كادر درماني قرارمي دهد . مسائل جديدي كه در طي بستري در بيمارستان يا در پيگيري سرپايي مشخص مي شوند بدنبال فهرست مشكلات افزوده مي شود . اين فهرست بايد در يك نگاه ،ارزيابي پويائي از وضع سلامتي بيمار را نشان دهد.
از طريق اين رويكرد اطلاعات مرتبط با تشخيص افتراقي براي هر مسئله و اقدامات درماني مرتبط با آن به صورت جداگانه ثبت و ذخيره مي گردد . ضمن اين كه هر گزارش پيشرفت سلامت بر مبناي موارد ذيل در سيستم اطلاعاتي جمع آوري مي گردد .
S – Subjective: تظاهرات ذهني و اطلاعاتي كه توسط بيمار يا افراد ديگر بيان مي شود .
O – Objective: نشانه هاي واقعي يا اطلاعاتي كه از معاينه ، تستهاي آزمايشگاهي و مطالعات راديولوژيكي بدست مي آيد .
Assessment – A: ارزيابي وضع كنوني
Plan – P: برنامه درماني
با تنظيم پرونده با اين رويكرد و با استفاده از فهرست مسائل به عنوان شاخص ، امكان بررسي دقيق و به موقع وضع كنوني ، هر بيمار در هر يك از مسائل فراهم مي شود و بدين طريق هر فردي از كادر درماني بسرعت و بطور كامل مي تواند در جريان امور باليني و تشخيصي در دست انجام قرار گيرد . قابل توجه است كه وقت نسبتاً بيشتري كه صرف تنظيم و ايجاد POMR‌ مي گردد با بهبود مراقبت از بيمار جبران مي شود . اين رويكرد تقسيم كمتر امر مراقبت در كادردرماني را باعث شده و احتمال ناديده گرفتن و فراموشي موضوعات مهم مرتبط با بيمار را از بين برده و مسائل بيمار را به عنوان يك كل مورد بررسي قرارمي دهد. ضمن اين كه مرور پرونده پزشكي را براي مطالعات تحقيقاتي تسريع كرده و در صورت شكايت از نظر خطاي پزشكي مبناي خوبي براي دفاع از دست اندركاران حرفه پزشكي است.
اميد مي رود با وجود يك سيستم مكانيزه EMR سير مراقبت از درمان اين بيماران تسهيل شده و داده كاوي حاصل از ثبت داده ها به سطح دانش محققان بيافزايد .با توجه به اينكه مهم ترين موانع اجرايي اصلي در پياده سازي EMR ، محدوديت هاي نگرشي و رفتاري افراد و تغييرات سازمان است ، ضروري به نظر مي رسد براي تضمين اينكه ارايه كنندگان مراقبت سلامت نگرش مناسب داشته باشند ، به آموزش و مشاركت آن توجه خاصي شود . به طوري كه اگر كاربران سيستم ، از اهداف ، مزايا و تاثير مثبت EMR بر كار خودشان آگاهي لازم را داشته باشند و از سوي ديگر استانداردهاي مربوط به محرمانه بودن و امنيت داده ها و همچنين قابليت تبادل پيام رعايت شود ، مقاومت كادر درماني نسبت به تغييرات كاهش يافته و آمادگي آنها براي پذيرش محيط كاربري جديد افزايش مي يابد.
نتيجه گيري
با توجه به رشد روزافزون علم و تكنولوژي در تمامي بخشها و سازمانهاي سرتاسر دنيا و همچنين مشكلات فراوان، در زمينه مستندسازي اطاعات بيماران، از قبيل گم شدن اطلاعات، عدم دسترسي به موقع به اطاعات بيماران و سوابق بهداشتي و درماني آنان، عدم امكان دسترسي به اطاعات بيماران در مناطق مختلف جغرافيايي و با در نظر گرفتن حجم بالاي مراجعات، لزوم جايگزين شدن سيستمهاي الكترونيكي به جاي سيستمهاي كاغذي در بخش بهداشت و درمان، ضروري مي نمايد. بنابراين كاربرد تكنولوژي در مراقبتهاي بهداشتي به فرم EMR مهمترين و ضروري ترين مسئله جهت بهبود كيفيت مراقبتهاي بهداشتي محسوب ميشود. تحقيقات نشان داده است كه نه تنها روشي براي يكپارچه كردن اطلاعات و بازنمايي از وضعيت بيماران و منبعي پويا براي مراقبتهاي بهداشتي است بلكه مي تواند منجر به دسترسي به اطلاعات و سوابق كلينيكي، ارتباطات الكترونيكي ـ آموزشي و مديريت همه جانبه و در نهايت ارتقاء سطح بهداشت جامعه شود. بنابراين بهره گيري از مزاياي منحصر به فرد پرونده الكترونيكي ، به شرط آنكه مديران و كادر مدارك پزشكي با آن آشنايي كامل داشته يا آن را مطابق نيازهاي خود طراحي كنند مي تواند بسياري از مشكلات موجود در نظام بهداشتي درماني كشور را مرتفع سازد، كه اين منوط به آماده سازي زيرساختهاي لازم جهت پياده سازي سيستم هاي الكترونيكي در كشور مي باشد. از قبيل:
•آموزش گام به گام به منظور توسعه دانش و تغيير نگرش مديران نظام بهداشت و درمان، ارائه كنندگان خدمات سلامت و محققين، دانشجويان و اساتيد دانشگاه هاي علوم پزشكي
• بودجه بندي صحيح بر پايه اطاعات كافي و دقيق نيازها، شرايط و امكانات در زمينه ايجاد، حفظ و توسعه فناوري اطلاعات
•استفاده از تجارب ساير كشورهاي موفق در اين زمينه و نتايج تحقيقات مختلف از طرفي ضمن ضرورت پياده سازي EMR ،لزوم رعايت محرمانه بودن اطلاعات بيماران نيز حائز اهميت فراوان مي باشد، لذا با توجه به تجارب ساير كشورها، مي بايست اصولي جهت محرمانه بودن اطاعلات EMR ،مطابق با شرايط بومي كشور تنظيم نمود، كه اين مستلزم مطالعه تجارب ساير كشورها و تحقيقات بيشتر در زمينه بومي سازي اين سيستم در ايران، بوده و هماهنگي بين بخشي سازمانها و وزارت خانه هاي مختلف كشور را مي طلبد


ادامه مطلب

[ بازديد : ] [ ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۵۳:۰۵ ] [ sara gdr ]

[ نظرات (0) ]

افسردگي و بيماري قلبي - عروقي

اختلال افسردگي اساسي و بيماري قلبي و عروقي كه هر دو جزء بيماريهاي شايع بويژه در كشورمان نيز مي‏باشد. دو علت اصلي ناتواني در سراسر جهان و از جمله 5 اختلال مزمني هستند كه در مراقبت از بيماران مسن با آنها سروكار داريم. مطالعات بيشماري اختلال افسردگي اساسي و حتي با علائم در آستانه افسردگي را عامل خطرزايي براي ايجاد حوادث كرونري قلب در افراد سالم، تكرار حوادث در بيماران مبتلا به بيماري كرونري تثبيت شده و بروز پيامدهاي نامطلوب قلبي _ عروقي پس از جراحي عروق قلب مي‏دانند.
از هر 5 بيمار غير بستري مبتلا به بيماري كرونري و از هر 3 بيمار غير بستري مبتلا به نارسائي احتقاني قلب 1 نفر مبتلا به افسردگي است. شواهد حاصل از مطالعات مشاهده‏اي نشان داده‏اند كه افسردگي عامل پيش‏بيني كنندة مستقلي براي بروز بيماري كرونري و نارسايي احتقاني قلب و پيامدهاي نامطلوب در بيماران مبتلا به بيماري قلبي‏_‏عروقي ثبت شده است.
در بررسي‏ها ديده شده است كه افسردگي با عدم پايبندي به مصرف داروها همراهي دارد و داروهاي پيشگيرانه كه قادر به كاهش ناتواني و مرگ و مير در بيماران قلبي _ عروقي هستند، مي‏توان فرض نمود كه افسردگي و در نتيجه عدم پايبندي به مصرف داروها عامل بروز انفاركتوس قلبي در اين بيماران بوده است.
بررسي‏ها نشان داده است كه استفاده از داروهاي ضدافسردگي با كاهش احتمال حوادث بعدي پس از ابتلا به بيماريهاي قلبي عروقي همراه است.
همچنين مصرف داروهاي ضدافسردگي ( بويژه گروه SSRI) در بيماران افسرده زير نظر پزشكان باعث بهبودي علائم افسردگي ظرف 2-1 ماه و بهبودي كامل پس از 3 ماه و در صورت ادامه درمان باعث كاهش حوادث قلبي عروقي و لذا افزايش كيفيت زندگي شده است.


ادامه مطلب

[ بازديد : ] [ ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۵۱:۰۶ ] [ sara gdr ]

[ نظرات (0) ]

۱ |